داستان دنباله دار فرار از جهنم قسمت 57

استنلی  
گاهی خدا میرود و میگردد و بنده اش را در یک زندان در آمریکا پیدا میکند.یک آدمی که وسیله ی خدا را انتخاب میکند و نتیجه اش میشود کسی که از منی که در یک خانواده ی شیعه و نیمه مذهبی بزرگ شده ام،مسلمان تر.

پی نوشت:داستان فرار از جهنم نوشته ی سید طاها ایمانی را در گیسوم بخوانید(سرچ کنید میاد.)

پی نوشت2:داستان های این نویسنده واقعی هستن

استنلی 
دنباله دار هالی  
معروفترین دنباله دار ، هالی نام دارد ، زیرا یک اخترشناس انگلیسی به نام ادمند هالی اولین بار آن را یافت و متوجه شد که در اطراف خورشید میگردد. این دنباله دار ، هر ۷۵ سال یک بار ظاهر میشود و مردم بارها آن را دیده‌اند.دنباله دار هالی آخرین بار در سال ۱۳۶۵ خورشیدی به زمین نزدیک شد. در آن سال ۵ سفینه رابه سوی آن فرستادند که یکی از آنها وارد قسمت سر دنباله دار شد عکس هایی از توده ی یخ وسط آن به زمین فرستاد. دنباله دار هالی،اکنون از خورشید دور شده و به ع

دنباله دار هالی 
داستان دنباله دار فرار از جهنم: قسمت دوازدهم  
صبح که بیدار شدم سرم درد می کرد و گیج بود ... حنیف با خوشحالی گفت: دیشب حالت بد نشد ... از خوشحالیش تعجب کردم ... به خاطر خوابیدن من خوشحال بود ... ناخودآگاه گفتم: احمق، مگه تو هر شب تا صبح مراقب من بودی؟ ... نگاهش که کردم تازه فهمیدم سوال خنده داری نبود ... و این آغاز دوستی من و حنیف بود ... .
.
اون هر شب برای من قرآن می خوند ... از خاطرات گذشته مون برای هم حرف می زدیم ... اولین بار بود که به کسی احساس نزدیکی می کردم و مثل یه دوست باهاش حرف می زدم ... توی زندان، کا

داستان دنباله دار فرار از جهنم: قسمت دوازدهم 
داستان دنباله دار و زیبای فرار از جهنم: قسمت سی ام  
( قسمت سی: بلد نیستم )
.
معنی؟ ... من معنی قرآن رو بلد نیستم ...
.
با تعجب پرسید ... یعنی نمی دونی این آیه ای که از حفظ خوندی چه معنایی داشت؟ ...
.
.
تعجبم بیشتر شد ... آیه چیه؟ ...
.
 با شنیدن این سوالم جمع بهم ریخت ... اصلا نمی دونستم هر مسلمانی این چیزها رو می دونه ... از توی نگاه شون فهمیدم به دروغم پی بردن...
خیلی حالم گرفته شده بود ... به خودم گفتم تمام شد استنلی ... دیگه نمیزارن پات رو اینجا بزاری ...
.
.
از جایگاه بلند شدم ... هنوز به وسط سن نرسیده بودم که روحانی مس

داستان دنباله دار و زیبای فرار از جهنم: قسمت سی ام 
داستان فرار از جهنم: قسمت بیستم  
( قسمت بیستم: انتخاب )
.
برگشتم ... اما با حال و روزی که همه فهمیدن نباید بیان سمتم ... .
.
گوشی رو به ریکوردر وصل کردم ... صدای حنیف بود ... برام قرآن خونده بود ...
.
 از اون به بعد دائم قرآن روی گوشم بود و صدای حنیف توی سرم می پیچید ... توی هر شرایطی ... کم کم اتفاقات عجیبی واسم می افتاد ... اول به نظرم تصادفی بود اما به مرور مفهوم پیدا می کرد ... .
.
اگر با قرآن، شراب می خوردم بلافاصله استفراغ می کردم ... اگر با قرآن، مواد تقسیم می کردم حتما توی وزن کردن و شمارش اشت

داستان فرار از جهنم: قسمت بیستم 
فرار مغز ها از دیدگاه امام خمینی(ره)  
❎ به جهنم که فرار میکنند!این مغزهاست که شما را به تباهی کشیده‌اند!!می‌گویند مغزها فرار کردند!بگذار فرار کنند.جهنم که فرار کردند این مغزها!مغزهای علمی نبودند این مغزها، مغزهای خیانتکار بودند، و الّا کسی از مملکت خودش فرار می‌کند به امریکا؟!از مملکت خودش فرار می‌کند به انگلستان و زیرِ سایه انگلستان می‌خواهد زندگی بکند؟این مغزها بگذار فرار بکنند، بهتر که فرار می‌کنند! غصه نخورید برای اینها، برای اینها که کشته شده‌اند غصه نخورید این قدر

فرار مغز ها از دیدگاه امام خمینی(ره) 
داستان دیوانه عاقل  
با عرض سلام خدمت یکایک شما خوانندگان گرامى ؛
امروز قصد دارم یکى از قدیمى ترین داستان هاى خود را قرار دهم. این داستان چهارمین داستان من است.
موضوع داستان:  تاثیر برخورد اشتباه یک خانواده با فرزندشان است
ژانر داستان : عاشقانه و درام و تراژدى
اسم داستان:  دیوانه عاقل
خلاصه داستان:  یک مرد که مهندس فیزیک هسته اى است دچار یک بیمارى ناشناخته مى شود و تمامى اشخاص داستان به دنبال یافتن دلیل این بیمارى هستند. 
این داستان چندین قسمت دارد که قسمت اولش د

داستان دیوانه عاقل 
داستان دنباله دار فرار از جهنم: قسمت 58  
( قسمت پنجاه و هشتم: سرطان )
.
سریع از مسجد اومدم بیرون ... چه خوب، چه بد ... اصلا دلم نمی خواست حتی بفهمم چی پشت سرم گفته میشه ... رفتم و تا خوب شدن حاجی برنگشتم ... .
.
وقتی برگشتم، بی اختیار چشمم توی صورت هاشون می چرخید ... مدام دلم می خواست بفهمم در موردم چی فکر می کنن ... با ترس و دلهره با همه برخورد می کردم ... تا یکی صدام می کرد، ضربان قلبم روی توی دهنم حس می کردم ... توی این حال و هوا، مثل یه سنگر به حاجی چسبیده بودم ... جرات فاصله گرفتن ازش رو نداشتم ...
.
.
یه

داستان دنباله دار فرار از جهنم: قسمت 58 
راحتی-داستان کوتاه  
مرد فاسقی همیشه احکام و مسائل شرعی را به زنش تعلیم می داد و همواره وی را به زهد و پارسایی وا می داشت.عالمی از او پرسید: سبب چیست که خود آن چنان هستی و زنت را این چنین وا می داری؟مرد گفت: من خود می دانم به جهنم خواهم رفت می خواهم این زن به بهشت رود تا در جهنم پیش من نباشد و لااقل آن جا از دستش راحت باشم!

راحتی-داستان کوتاه 
داستان دنباله دار فرار از جهنم: قسمت 57  
( قسمت پنجاه و هفتم: به من اقتدا نکن )
.
سرمای شدیدی خوردم ... تب، سردرد، سرگیجه ... با تعمیرگاه تماس گرفتم و به رئیسم گفتم حالم اصلا خوب نیست ... اونقدر حالم بد بود که نمی تونستم از جام تکان بخورم ... .
.
یک روز و نیم توی همون حالت بودم که صدای زنگ در اومد... به زحمت از جا بلند شدم ... هنوز چند قدمی نرفته بودم که توی راهرو از حال رفتم ... چشمم رو که باز کردم دیدم حاجی بالای سرم نشسته ...
.
.
- مرد مومن، نباید یه خبر بدی بگی مریضم؟ ... اگر عادت دائم مسجد اومدنت نبود

داستان دنباله دار فرار از جهنم: قسمت 57 
داستان فرار از جهنم: قسمت یازدهم  
( قسمت یازدهم: اولین شب آرامش )
.
من بی حال روی تخت دراز کشیده بودم ... همه جا ساکت بود ... حنیف بعد از خوندن نماز، قرآن باز کرد و مشغول خوندن شد ... تا اون موقع قرآن ندیده بودم ... ازش پرسیدم: از کتابخونه گرفتیش؟ ... جا خورد ... این اولین جمله من بهش بود ...
.
 نه، وقتی تو نبودی همسرم آورد ... .
موضوعش چیه؟ ... .
قرآنه ... .
بلند بخون ... .
مکث کوتاهی کرد و گفت: چیزی متوجه نمیشی. عربیه ... .
مهم نیست. زیادی ساکته ... .
.
همه جا آروم بود اما نه توی سرم ... می خواستم با یکی حرف ب

داستان فرار از جهنم: قسمت یازدهم 
داستان فرار از جهنم: قسمت هجدهم  
( قسمت هجدهم: باور نمی کنم )
.
اسلحه به دست رفتم سمت شون ... داد زدم با اون چشم های کثیف تون به کی نگاه می کنید کثافت ها؟ ... و اسلحه رو آوردم بالا ... نمی فهمیدن چطور فرار می کنن ... .
.
سوئیچ ماشین رو برداشتم و سرش داد زدم ... سوار شو ... شوکه شده بود ... با عصبانیت رفتم سمتش و مانتوش رو گرفتم و کشیدمش سمت ماشین ... در رو باز کردم و دوباره داد زدم: سوار شو ... .
.
مغزم کار نمی کرد ... با سرعت توی خیابون ویراژ می دادم ... آخرین درخواست حنیف ... آخرین درخواست حنیف؟ ... چند

داستان فرار از جهنم: قسمت هجدهم 
رهبر عزیزم  
رهبر عزیزم هرکس به هوای تو نباشد به جهنم
عشقش که برای تو نباشد به جهنم 
جایی که تو باشی وسط باغ بهشت است
هرکس که به پای تو نباشد به جهنم
فرقی نکند در عدم حسن وشرافت
جایی که صفای تو نباشد به جهنم
رهبرم...ما یار توییم اهل توییم اهل بهشتیم 
هرکس که تو را دوست ندارد به جهنم
  لبیک یا خامنه ای

رهبر عزیزم 
داستان دنباله دار فرار از جهنم: قسمت 59  
( قسمت پنجاه و نهم: حرمت مومن )
.
چند وقتی ازشون خبری نبود ... تا اینکه یکی از بچه ها که خواهرش با حسنا دوست بود بهم گفت از بیمارستان مرخص شده ... دکترها فکر می کردن توی جواب آزمایش اشتباه شده بوده ... و هنوز جوابی برای بروز علت و دیدن شدن اون علائم پیدا نکرده بودن ... ایستادم به نماز و دو رکعت نماز شکر خوندم...
.
.
توی امریکا، جمعه ها روز تعطیل نیست ... هر چند، ظهرها زمان کار بود اما سعی می کردم هر طور شده خودم رو به نماز جمعه برسونم ...
.
.
زیاد نبودیم ... توی ص

داستان دنباله دار فرار از جهنم: قسمت 59 
داستان فرار از جهنم: قسمت چهارم  
قسمت چهارم: خشونت از نوع درجه B )
.
تمام وجودم آتش گرفته بود ... برگشتم خونه ... دیدم مادرم، تازه گیج و خمار داشت از جاش بلند می شد ... اصلا نفهمیده بود بچه هاش از خونه رفتن بیرون ... اصلا نفهمیده بود بچه های کوچیکش غرق خون، توی تنهایی جون دادن و مردن ... .
.
زجر تمام این سال ها اومد سراغم ... پریدم سرش ... با مشت و لگد می زدمش ... بهش فحش می دادم و می زدمش ... وقتی خدمات اجتماعی رسید، هر دومون زخمی و خونی بودیم ... .
.
بچه ها رو دفن کردن ... اجازه ندادن اونها رو برای آ

داستان فرار از جهنم: قسمت چهارم 
جهنم - آب غسّاق  
« لا یَذوقُونَ فیها بَرْداً و لا شراباً الّا حَمیماً وَ غَسّاقاً »۷ « جهنمیان آب خنک و گوارا نمی چشند بلکه آب حمیم و غسّاق می نوشند .»
 مفسرین می گویند : غسّاق ٬ چشمه ای است در جهنم که آبش در نهری جاری است که زهر کشنده و سمومات مارها و عقربهای جهنم به آن ریخته می شود و حتی چرک دیده های اهل جهنم هم داخل آن می ریزد و از نظر داغی هم مثل مس گداخته است ٬ چون با آتش جهنم داغ شده که اگر ذره ای از آتش جهنم به روی کوههای دنیا گذاشته شود همه کوها آب می شود .
 و

جهنم - آب غسّاق 
دانلود انیمیشن فرار از زندان اوین قسمت اول  
دانلود انیمیشن فرار از زندان اوین قسمت اول
مجموعه “انیمیشن فرار از اوین” که با موضوع فساد اقتصادی دانه درشتها پس از ماهها پیش تولید آماده شده است از قسمت 108 در دکتر سلام منتشر خواهد شد.
این طنز سیاسی که به داستان فرار از زندان اوین برخی از دانه درشتهای سیاسی می پردازد را گروه سیاسی خبرگذاری دانشجو تهیه و تنظیم کرده است که هر هفته در کنار دانلود دکتر سلام از آرین دانلود آماده دانلود خواهد بود.
 دانلود کمدی فرار از زندان اوین , فرار از او

دانلود انیمیشن فرار از زندان اوین قسمت اول 
داستان فرار از جهنم: قسمت نوزدهم  
( قسمت
نوزدهم: فاصله ای به وسعت ابد )
.
بین راه توقف کردم ... کنترل اشک و احساسم دست خودم نبود ... خم شدم و از صندلی عقب بسته رو برداشتم ... .
.
قرآن حنیف با یه ریکوردر توش بود ... آخر قرآن نوشته بود ... خواب بهشت دیده ام ... ان شاء الله خیر است ... این قرآن برسد به دست استنلی ... .
یه برگ لای قرآن گذاشته بود ... دوست عزیزم استنلی، هر چند در دوریت، اینجا بیش از گذشته سخت می گذرد اما این روزها حال خوشی دارم ... امیدوارم این قرآن و نامه به دستت برسد ... تنها دارایی من بو

داستان فرار از جهنم: قسمت نوزدهم 
داستان تاریخی  
گویند ناصرالدین شاه در بازدید از اصفهان با کالسکه سلطنتی از میدان کهنه عبور می‌کرد که چشمش به ذغال‌فروشی افتاد.مرد ذغال فروش فقط یک شلوارک به پا داشت و مشغول جدا کردن ذغال از خاکه ذغالها بود و در نتیجه گرد ذغال با بدن عرق کرده و عریان او منظره وحشتناکی را بوجود آورده بود.ناصرالدین‌شاه سرش را از کالسکه بیرون آورده و ذغال‌فروش را صدا کرد. ذغال فروش بدو آمد جلو و گفت: «بله قربان.»ناصرالدین شاه با نگاهی به سر تا پای او گفت: «جنهم بوده‌ای؟»ذغال

داستان تاریخی 
نامرد  
من تنها چیزی که بدم میاد نامردیه
یه روزی خواستن برن دنباله خواهرم من خواستم بیام گفتن نه اخه همه رو باخودت بردی
بعد انتظار داری من توی خونه بمونم 
پس نتیجه بگیریم که...؟؟اگر کسی رو دیددیدکه دنباله خواهر یابرادرتون میره باش نرید حتی اگر همه ی خانوادتون باشه 

نامرد 
درمحضر استاد.....(امتحان الهی)  
معنای لغوی "استدراج" این است که انسان درجه درجه از چشم خدا می افتد.
مرحوم امام راحل می فرمود: انسان به قدری معصیت می کند که نور فطرتش خاموش می شود و از چشم اهل بیت علیهم السلام و خدا می افتد. در جهنم طبقه ای به نام منافقین و مشرکین داریم که اینها مطرودین هستند و هیچ وقت خدا را قبول نداشتند. حال کسانی که معتقدند رحمت الهی توسعه دارد، می گویند جهنم حمام الهی است و هر کس جهنم را درک کند خداوند می خواهد او را شست و شو دهد تا وارد بهشتش کند. این جهنم حما

درمحضر استاد.....(امتحان الهی) 
اردی جهنّم ...  
فصل بهار آمد و رنگ بهار نیست
اردی جهنم است زمانی که یار نیست
دست نیاز باد به دامان ناز بید
تنها مرا به جانب معشوقه بار نیست
امسال از همیشه ی خود بی ثمرتر است
در باغ من نشانه ای از برگ و بار نیست
هر قاصدی که آمده از راه، ناخوش است
هر نامه ای که می رسد از سوی یار نیست
دنیا به جز عذاب چه دارد برای من؟
شب های تار هست صدای سه تار نیست
آه ای پرنده! گاه قفس را نفس بکش
آخر همیشه راه رهایی فرار نیست

                                                   

اردی جهنّم ... 
داستان فرار از جهنم: قسمت سوم  
قسمت سوم: خداحافظ بچه ها
.
نفهمیدم چطوری خودم رو به بیمارستان رسوندم ...
.
 قفل در شل شده بود ... چند بار به مادرم گفته بودم  اما اون هیچ وقت اهمیت نمی داد ... .
.
بچه ها در رو باز کرده بودن و از خونه اومده بودن بیرون ... نمی دونم کجا  می خواستن برن ... توی راه یه ماشین با سرعت اونها رو زیر گرفته بود ... ناتالی درجا کشته شده بود ... زمان زیادی طول کشیده بود تا کسی با اورژانس تماس بگیره ... آدلر هم دیر به بیمارستان رسیده بود ...
.
 بچه هایی که بدون سرپرست مونده بو

داستان فرار از جهنم: قسمت سوم 
داستان فرار از جهنم: قسمت بیست و هشتم  
( قسمت بیست و هشتم: شرکت کنندگان )
.
روز عید فطر بود ... مرخصی گرفتم ... دلم می خواست ببینم چه خبره ... .
.
یکی از بچه ها توی آشپزخانه مسجد، داشت قرآن تمرین می کرد ... مسابقه حفظ بود ... تمام حواسم به کار خودم بود که یکی از آیات رو غلط خوند ... ناخودآگاه، تصحیحش کردم و آیه درست رو براش خوندم ...
.
 با تعجب گفت: استنلی تو قرآن حفظی؟ ...
.
 منم جا خوردم ... هنوز توی حال و هوای خودم بودم و قبلا هرگز هیچ کدوم از اون کلمات عربی رو تکرار نکرده بودم ... اون کار، کاملا ناخودآ

داستان فرار از جهنم: قسمت بیست و هشتم 
فرار شاه های جدید از ایران  
محمدرضا پهلوی در موقع فرار از ایران چمدانهایی همراه داشت که میلیاردها دلار از ثروت ملی در آن بود و با خود از ایران خارج کرد .اکنون هر از چند گاهی بوی گند فسادی بلند میشود که همه اش هم  از تهران بزرگ یا همان پایتخت بلند میشود .اکنون با این همه دزدی و اختلاس هر چند مدتی یک شاه از ایران فرار میکند با چمدانهای پر از پول و ثروتهایی که متعلق به اقشار مختلف مردم ایران است .هر یک ماه یک شاه فرار میکند ؟هر دو ماه یک شاه فرار میکند ؟هر سه ماه یک شاه فرار می

فرار شاه های جدید از ایران 
معرفی کتاب مرگ از من فرار می کند  
«مرگ از من فرار می‌کند» نوشته فرهاد خضری / انتشارات روایت فتح /  296 صفحه
«مرگ از من فرار می کند» داستان‌هایی شنیدنی از عارف بی‌نظیر جبهه‌هاست.
داستان‌هایی از روزهایی که «مصطفی چمران» در آمریکا درس می‌خواند، از
روزهایی که در لبنان می‌جنگید، از روزهایی که در دهلاویه و سوسنگرد مسئول
عملیات چریکی شده بود.
نامه‌های خواندنی مصطفی به خدا، داستان زندگی عاشقانه‌ی او با همسرش،
روایت شجاعت‌ها و کرامات مصطفی از زبان همسر او، همرزمان و دوستانش

معرفی کتاب مرگ از من فرار می کند 
چرت نوشت های شبانه...  
باز هم من خسته از بیداری... باز هم من در خماری شب هایم... خسته از زندگی و درد هایش...
کمی خواب عمیق میخواهم... عمیق به اندازه ی مرگ...
پایانش مهم نیست... بهشت یا جهنم... من هر دو را تجربه کردم... از بهشت به جهنم آمدم... مگر جهنم خدا چقدر با اینجا تفاوت دارد؟ ...
من از بودن خود دلگیرم... من از رفتن او دلگیرم... من از هر چه که هست و نیست دلگیرم...
پس کی میمیرم؟؟؟

چرت نوشت های شبانه... 
داستان فرار از جهنم: قسمت بیست و نهم  
( قسمت بیست و نهم: مسابقه بزرگ )
.
برگشتم با عصبانیت بهش نگاه کردم ... دلم می خواست لهش کنم ...
مجری با خنده گفت ... بیا جلو استنلی ... چند جزء از قرآن رو حفظی؟ ...
.
.
جزء؟ ... جزء دیگه چیه؟ ... مات و مبهوت مونده بودم ... با چشم های گرد شده و عصبانی به سعید نگاه می کردم ... .
سرش رو آورد جلو و گفت: یعنی چقدر از قرآن رو حفظی؟... چند بخش رو حفظی؟ چند تا سوره؟
.
.
سوره چیه؟ مگه قرآن، بخش بخشه؟ ... .
سری تکان دادم و به مجری گفتم: نمی دونم صبر کنید ... و با عجله رفتم پیش همسر حنی

داستان فرار از جهنم: قسمت بیست و نهم 
داستان اسباب بازی ۱ – Toy Story 1  
داستان اسباب بازی ۱ – Toy Story 1خلاصه داستان:داستان اسباب بازی (Toy Story) اولین انیمیشن بلند کامپیوتری والت دیزنی است که در سال ۱۹۹۵ ساخته شد و یکی از تحسین شده‌ترین و پرطرفدارترین انیمیشن‌های جهان است. به دنبال استقبال زیاد از این فیلم، دنباله آن با نام داستان اسباب بازی ۲ در سال ۱۹۹۹ ساخته شد و داستان اسباب بازی ۳ نیز در سال ۲۰۱۰ اکران شد. وودی گاوچران ، اسباب بازی محبوب اندی بود . او به همراه اسلینکی ( سگ عروسکی ) ، رکس ( دایناسور ) ، پوتیتوهد

داستان اسباب بازی ۱ – Toy Story 1 
مرد صد ساله‌ای که از پنجره فرار کرد و ناپدید شد  
مرد صد ساله‌ای که از پنجره فرار کرد و ناپدید شد یک داستان کاملاً شاد و جذاب است. در این داستان تقریباً هیچ چیز تازه‌ای یاد نمی‌گیرید و یا نگرشتان به زندگی عوض نمی‌شود اما به‌جای آن می‌توانید پا‌به‌پای داستان بخندید و از اختراع بمب اتم در آمریکا تا ترور وینستون چرچیل در تهران با اتفاقاتی مضحک و عجیب رو‌به‌رو شوید. داستان با دو خط موازی پیش می‌رود، یک داستان از لحظه‌ی فرار پیرمرد از خانه سالمندان شروع می‌شود و داستان دیگر روایت کودکی

مرد صد ساله‌ای که از پنجره فرار کرد و ناپدید شد 
قران کریم: در محضر تسنیم  
بسم الله الرحمن الرحیم موضوع :جهنّم هم مثل بهشت از رحمتهاى الهى است.  آیتالله جوادی املی حفظه الله ذیل تفسیر سوره مبارکه حمد در مورد رحمت خاصه و عامه که قبلا ذکر کردند قبلاآورده اند که خداوند در مورد جهنم اینچنین میفرماید:  *«یرسل علیکما شواظ من نار و نحاس فلا تنتصران فبأی ءالاء ربکما تکذبان»*(  36) یا آیهٔ 43 و 44 و 45 همین سوره الرحمن این است که *«هذه جهنم التی یکذب بها المجرمون یطوفون بینها و بین حمیم ءَانٍ فبأی ءالاء ربکما تکذبان»*(37) اینها همه

قران کریم: در محضر تسنیم 
دانلود فصل جدید فرار از زندان  
دومینیک پورسل که در نقش لینکلن باروز برادر مایکل اسکافیلد ایفای نقش می‌کند در مصاحبه‌ای عنوان کرد: "هر دو برادر در این فصل جدید حضور خواهند داشت."فصل چهارم و آخر فرار از زندان که سال 2009 پخش شده بود با مرگ و دفن شدن شخصیت اصلی داستان مایکل اسکافیلد به پایان رسید و تمامی این سال‌ها بازگشت دوباره‌ی این سریال محبوب به تلویزیون دور از انتظار به نظر می‌رسید. اما اکنون مدتی است خبر تولید فصل پنجم فرار از زندان در ده قسمت به گوش می‌رسد و نکته جالب

دانلود فصل جدید فرار از زندان 
طرح توجیهی تولید رنگ متال کمپلکس  
طرح توجیهی تولید رنگ متال کمپلکس
خلاصه طرح توجیهی :
نام محصول : رنگ متال کمپلکس
ظرفیت پیشنهادی طرح : ۳۰۰۰ تن در سال
اشتغال زایی : ۳۵ نفر
طرح توجیهی تولید رنگ متال کمپلکس
رنگ یک مخلوط مکانیکی و یا دیسپرسیونی از پگمنت ها یا پودرها که
حداقل برخی از آنها مات می باشد با یک مایع معروف به محمل (Vehicle) است .
این ماده هنگام عمل باید به سطح جسم مورد نظر بچسبد و فیلم دلخواه را تشکیل
دهد . رنگ همچنین باید وظیفه خود را در آنچه که به خاطر آن به کار می رود
انجام د

طرح توجیهی تولید رنگ متال کمپلکس 
سریال ترکی ماه پیکر| داستان قسمت آخر سریال ماه پیکر  
سریال ماه پیکر Kösem Sultan اخیرا ساخته و در حال پخش می باشد که این سریال داستان زندگی ماه پیکر یکی از زنان تاریخ ترکیه می باشد . در زیر بیوگرافی ماه پیکر و همچنین داستان سریال ماه پیکر را مشاهده میفرمایید .
کوسم سلطان
ادامه مطلب

سریال ترکی ماه پیکر| داستان قسمت آخر سریال ماه پیکر 
فرار از مشکل  
از زندگی اش خسته شده بود. دلش می خواست فرار کند از این زندگی. اما تحمل می کرد. چون توی مغزش رفته بود که باید برود تو دل مشکلات و فرار چیزی را حل نمی کند. اما روزی از خودش پرسید:
چرا فرار بد است؟
همه چیز از همین سوال شروع شد.
نمی دانست از کجا به ذهنش آمده بود ولی هرچه بود روزهای زیادی مشغولش کرده بود. فهمیده بود فرار کردن بد نیست. یک جور دور زدن مشکل است.
وقتی برمی گردی چیزهایی جا به جا شده. چیزهایی عوض شده. همان آدم قبلی نیستی. دیگران هم فرق کرده اند.

فرار از مشکل 
داستان فرار از جهنم: قسمت بیست و هفتم  
( قسمت بیست و هفتم: به من اعتماد کن )
.
روز قدس بود ... صبح عین همیشه رفتم سر کار ... گوشی روی گوش، مشغول گوش دادن قرآن، داشتم روی ماشین یه نفر کار می کردم ... اما تمام مدت تصویر حنیف و حرف های سعید توی سرم بود ... .
.
ازش پرسیدم:
_از کاری که کردی پشیمون نیستی؟ ... خیلی محکم گفت:
_نه، هزار بار هم به اون شب برگردم، بازم از اون زن دفاع می کنم ... حتی اگر بدتر از اینم به سرم بیاد... .
.
ولی من پشیمون بودم ... خوب یادمه ... یه پسر بیست و دو سه ساله، ماشین کارل رو ندید و محکم

داستان فرار از جهنم: قسمت بیست و هفتم 
بهشت همین جاست...  
قاعده ی بیست و پنجم: فقط در آینده دنبال بهشت و جهنم نگرد. هر گاه بتوانیم یکی را بدون چشمداشت و حساب و کتاب و معامله دوست داشته باشیم، در اصل در بهشتیم. هر گاه با یکی منازعه کنیم و به نفرت و حسد و کین آلوده شویم، با سر به جهنم افتاده ایم.
*ملت عشق، الیف شافاک

بهشت همین جاست... 
دانلود فیلم هالک قسمت اول و دوم  
‌ ‌ محصول:امریکا
کیفیت:720p
زبان:دوبله به فارسی
ژانر:اکشن ٬ فانتزی ٬ هیجان انگیز
خلاصه داستان قسمت اول:
بروس بنر، یک محقق ژنتیک با گذشته‌ای غم انگیز، بخاطر یک بیماری هر موقع که خشمگین میشود به یک غول سبز بزرگ خشمگین تبدیل میشود…
خلاصه داستان قسمت دوم:
بروس بنر اکنون در کارخانه ای در برزیل مشغول کار است و سعی دارد خود را درمان کند و با دانشمندی با اسم مستعار آقای آبی در ارتباط است. از طرفی ژنرال راس نیز به شدت به دنبال بنر است و هنگامیکه محل او

دانلود فیلم هالک قسمت اول و دوم 
یادواره شهدای قالهر به همت کانون فرهنگی  
           به همت کانون فرهنکی هنری صاحب الزمان (عج) روستای قالهر یادواره یازده شهیداین روستا همزمان با شب شهادت بی بی فاطمه معصومه (س) درمسجد جامع قالهربرگزارگردید . درابتدای این مراسم اسماعیل سهرابی مسئول کانون با بیان عظمت یادشهدا گفت: ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیا  عند ربهم یرزقون        169 آل عمران مبادا  نمایید از  دل   گمان        که آنها که در راه رب جهان بگش

یادواره شهدای قالهر به همت کانون فرهنگی